شکوه ساده سبز
((دوستت دارم)) غزل سروده ام امشب وسخت بيدارم غزل به معنی اين است دوستت دارم شبيه رويش شعری برای فريادم برای چشم تو اما شبيه يک خارم ازآن شبی که گذشتی به مردی ات سوگند نديد روی خدا را نگاه خونبارم در اين هوای مه آلود و تلخ پاييزی تو نيستی که ببينی چگونه می بارم بيا قسم به مسيحا بيا بکش امشب تو دست زندگيت را به جسم بيمارم دعا بکن که پس ازمرگ عشقمان حتی به چشمهای تو باشد نگاه غمبارم به روی سينه مردانه غزلهايم شبی به يادتو گفتم که دوستت دارم ((همسفر)) سلام ای همسفر ای خوب سلامی گرم وبی پايان تو را می جويم از خورشيد تو را می جويم از باران کجايی نيستی درشهرشب وپس کوچه هاخاليست تو رفتی و رها کر دی مرا با درد بی درمان بيا آرام و پاورچين کنارم اندکی بنشين بگو از هر چه می خواهی شکايت کن زاين دوران گل مريم گل ياسم تو نزديکی به احساسم نبيند چشم من روزی تو را غمگين و سرگردان به قاصد می دهم اينک که آرد سوی تو پيغام دلم تنگ است وديگرنيست دلم رابرده ای آسان خداحافظ نمی گويم که آهنگ بدی دارد دعايت می کنم هر شب دعا يی از دل و جان (( کوير )) تواز سلاله رودی در ابتدای کوير من از تبار سرابم درانتهای کوير تو جرعه های زلالی پرازشقايق وياس ومن چوپيچک تنها به دست وپای کوير اگرچه واژه سبزی نمانده دردل من هنوز دل نسپردم به انزوای کوير دلم در اين شب تاريک بی تومانده غريب طلوع صبح نديدم در انحنای کوير تمام آينه ها در پی نگاه تو اند ومن غريبه ترينم غم آشنای کوير پرنده باد دلم سوی آسمان دلت شکفته باد شقايق به جای جای کوير ((شکوه ساده سبز)) برای ديدنت ای کاش آسمان بودم ويا ستاره کم سوی بی نشان بودم چه خوب می شد اگر با تمام احساسم برای خستگی ات مثل سايبان بودم بهاروشعروشکوفه هميشه سهم توبود ومن به جای دلت زخمی خزان بودم شبيه دست تو پيغبرسخاوت وعشق وسيع وساده چو دريای بی کران بودم چه خوب می شداگرمن به جای بغض دلت رسول بارش غم های جاودان بودم تمام هستی من!ای شکوه ساده سبز! برای درک تو ای کاش مهربان بودم همه ی گره های زندگيم را گشودم غير از تو که کور بودی و عشق مرا نمی ديدی
| Design By : Mihantheme |

