شکوه ساده سبز
آسمان هم گرفته و ابريست آسمان هم که باز می بارد اشکهايش ترنم خوبی ست تـوی قلبم ترانـه مـی کـارد * آسمان را گرفته می بينم قلب من هم گرفته در اينجا ياد تو ضـجه می زند در من ياد تو ضجه ميزند بارا... ـــ * ــ قـافيـه هم نمی گذارد تا تو که *باران* تمام من بشوی تـوی اشعار من الهـه شـوی تـوی اشعار من سخن بشوی * قلب من خسته ميشود و تو را از زميـن و زمـان نـمی خـواهـد او تـو را از خـودت ٬ مـرا از تـو او بدون تو آسمان نمی خواهد * آسمان خسثه ميشود و تورا بـاز بـاران دگـر نـمـی بـارد شعر من ختم ميشود بی تو شعر من هم بهار می خواهد
نوشته شده در ۱۳۸٤/۸/۱ساعت
٩:٠٦ ب.ظ توسط علی شفاعت پناهی نظرات () |
| Design By : Mihantheme |

