شکوه ساده سبز
در به روز کردن خیلی تنبل شدم سعی می کنم از حالا هر از ٢٠ روز به روز کنم ماه خرداد ماه تلخی بود ،ماه پاییز ذهن و باور من ماه پرواز خاطرات زمین ، ماه دیدار های آخر من مادرم نذر می کند برود... من تو را...نه !دچار خواهم شد هر چقدر عشق تلخ تر بشود،می رسد روز نذر مادر من من تو را/عشق/ می تراود من... من تورا / زندگی نخواهد شد رخنه کردی وجود من را هی، رخنه کردی و من -سراسر من- - پیچ می خورد دور دستانت، مثل یک مار ماهی عاشق وقت عاشق شدن که می فهمیم،ضربان های نبض پیکر من- - می زند هی برای چشم تو که -تو- به اندازه ی جهانی شد این جهان نه! که اشتباه شدیم، ما دو تا در جهان دیگر من اشتباهِ سپیدِ بی سیبی، دست ما خالی از تمامی باغ ما به ممنوعه ها که تن دادیم، سرنوشتی نوشت شاعر من- - که من و تو دچار فاصله ها، من و تو مثل دو پرنده شویم من کبوتر -کبوتر جلدی- تو رها باشی ای کبوتر من تو رسیدی به اسمان خودت، منِ محبوس آسمان سکوت آنقدر در خودم پریشانم که قفس می کشند بر پر من عشق فریاد می زند که برو، عقل زنجیر می کشد بر بال /عقل و احساس/در سرم جنگی ست، انفجاری مهیب درسر من می توان ماند و می توان جنگید با همه سرنوشت محتومم شاید این کار قسمتم باشد، جنگِ مغلوبِ نابرابر من ماه خرداد ماه تلخی بود ، انعکاس غروب فصل بهار تو پریدی و بی شما انگار غم نشسته ست در برابر من
| Design By : Mihantheme |

