شکوه ساده سبز
زمان زود میگذرد آنقدر زود که بی بهانه میفهمی همه چیز چه زود تمام می شود. در تیک تاک خیس زمانی که رفته است باران تمام پنجره ها را گرفته است در امتداد بارش باران بی امان ابری سیاه کل فضا را گرفته است با لرزه های گیج دلم نعشه می شویم افیون او سراسر ما را گرفته است در خلسه گاه پوچ زمین گمشدیم / بعد اصرار می کنیم هوا را گرفته است! کی؟ کی؟ کجا؟...همیشه علامت سوالی است ما را جواب/ نه! صدا را گرفته است او که همیشه شخصیت گنگ قصه هاست با یک اشاره نیمه ی ما را گرفته است- شاید به این سبب که تنها بمانم و ... شاید که نه ذهن شما را گرفته است!
نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/٩ساعت
۱٠:٥٦ ق.ظ توسط علی شفاعت پناهی نظرات () |
| Design By : Mihantheme |

