شکوه ساده سبز
مدتی نبودم ولی باز هم دوستان لطف کردند و نظر گذاشتند از همه ممنونم سلام شاید خیلی حرف برای زدن داشته باشم و خیلی حرفها مثل بغض داره به گلوم فشار میاره ولی این حرف ها رو همه میدونند و نیازی به دوباره گویی نیست با یک چهارپاره جدید و منتظر نقد دوستان همیشگیم: در سراشیب زندگی بودن مثل حسی پر از شما بودن مثل لبخندی از شما / رفتن در سرازیر زنده ها بودن * مثل لبخندی از شما / رفتن تن به جاده ، به لحظه ها دادن گم شدم از خودم / شما... رفتم تن به بازیچه ی خدا دادن * گم شدم از خودم / شما... وعشق مثل باتلاقِ از جنون لبریز من غریقی که در لجن افتاد من غریقی که از جنون آویز * من غریقی که در لجن افتاد زنگ تفریح زنده ها بودم من که بازیچه ی خدا وعشق من که بازیچه ی شما بودم * مثل لبخندی از شما / رفتن گم شدم از خودم / شما وعشق من غریقی که در لجن افتاد من که بازیچه ی خدا و عشق
| Design By : Mihantheme |

