شکوه ساده سبز
سلام یک روزهای با بعضی روزها خیلی تفاوت دارند... یعنی خاطره ای این روز را با بقیه روزها متفاوت میکنه 4 شهریور برای من لااقل همین حس رو داره... حس یک روز متفاوت!!! تنبل شدم در به روز کردن ولی با یک غزل جدید به روزم خوابم نمی آید ولی انگار می آید تا چشم می بندم دمی ، آوار می آید او خاطراتش را درون من پراکنده است از پشت در یا نه که از دیوار می آید! من را هجوم خاطراتش ... من – منِ تنها- من بی تفاوت از سر ناچار می آید – لم می دهد به مبل ، چشمانش که روی هم از ضبط صوتش هم صدای تار می آید آواز گرم گل نراقی و... سرانگشتاش – بر دسته مبلش با تم گلنار می آید من با توام! من عاشقت! دیوانه ام! هستم! وقتی که یادش میکنی هر بار می آید – این جمله ها با لحن خاصش توی ذهن من لحنی که هم پای صدای سار می آید او دوستم دارد؟ ندارد؟... نه مهم این نیست وقتی که با عشقش غم بسیار می آید اینجا هوا سرد و دلم تنگ است اما او وقتی که تنها می شود انگار می آید
| Design By : Mihantheme |

